![]() |
به نام خدا سلام
مرا پیوسته و هنوز پرسشی هست که آیا در انتهای خلقت، قهرمان سربلند داستان [ ۱۳٩۱/۳/۳ ] [ ۱٠:٢۱ ق.ظ ] [ آشنا ]
[ نظرات () ]
به نام خدا سلام یک وقتی به خودت می آیی دست خودش را بگیرد و راه بیفتد خوب است آدم بتواند از پس خودش بر بیاید [ ۱۳٩۱/٢/٢٩ ] [ ٢:۱۱ ب.ظ ] [ آشنا ]
[ نظرات () ]
به نام خدا
سلام
درسمت توأم دلم باران هر اذانی که می وزد پنجره ها باز می شوند یاد تو کوران می کند ماه در دهانم هزار تکه می شود کاش من همه بودم با همه دهان ها تو را صدا می زدم
[ ۱۳٩۱/٢/۱٥ ] [ ۸:٢۳ ب.ظ ] [ آشنا ]
[ نظرات () ]
به نام خدا سلام
ره در جنگل ِ اوهام گم است هوشنگ ابتهاج
[ ۱۳٩۱/٢/۱۱ ] [ ۱۱:٠٤ ق.ظ ] [ آشنا ]
[ نظرات () ]
به نام خدا سلام
بغض کرد. یادش آمد : مرد-صلی الله علیه و آله و سلم- گفته بود سپرت را بفروش و با پولش زندگی بساز برای فاطمه ام اما نگفته بود دخترم خودش سپر می شود برایت...
[ ۱۳٩۱/٢/٦ ] [ ٤:٤٩ ب.ظ ] [ آشنا ]
[ نظرات () ]
به نام خدا سلام بانــوی نور، مادر آیینــــه ها ! سلام ای ماه سرخ گمشده در ناکجای خاک ! ای برتر از فرشته ، شبـیه خود خـــدا [ ۱۳٩۱/٢/۳ ] [ ۱٠:٤٦ ب.ظ ] [ آشنا ]
[ نظرات () ]
به نام خدا سلام
گاهی مسیر جاده به بن بست می رود گاهی تمام حادثه از دست می رود گاهی همان کسی که دم از عقل می زند گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست اول اگر چه با سخن از عشق آمده گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند اینجا یکی برای خودش حکم می دهد وای از غرور تازه به دوران رسیده ای هرچند مضحک است و پر از خنده های تلخ این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند افشین یداللهی [ ۱۳٩۱/۱/٢٩ ] [ ۱۱:٠٢ ب.ظ ] [ آشنا ]
[ نظرات () ]
|
|
| [ طراحی : نایت اسکین ] [ Weblog Themes By : night skin ] |