بسم الله الحق

 

سلام

 

زنی که شوهرش مرده بود و از او پسربچه ای داشت دیگر ازدواج نکرد به این امید که پسرش بزرگ می شود و حامی او خواهد شد.اما متوجه شد که پسر بچه بسیار نحیف و ضعیف است و از بچه های کم سن و سال تر از خودش در کوچه زمین می خورد.فهمید که بچه های دیگر پدر را بالای سرشان می بینند و به اتکای او احساس قدرت می کنند و این بچه چون پدری بالای سرش نمی بیند اینگونه رنجور و نحیف مانده است.

برای حل مشکل نزد نقاشی رفت و به او گفت تصویر یک پهلوان قدرتمند را بکشد و بازو بند پهلوانی روی بازویش ترسیم کند .تابلو را گرفت و در اتاق نصب کرد و پرده ای روی آن کشید و پسرش را صدا کرد و گفت:می خواهی پدرت را ببینی؟؟؟

پسر با اشتیاق گفت:بلی.

مادر کم کم پرده را از روی آن شمایل کنار زد و به تعریف زور و بازو و قدرت پهلوانی پدر مشغول شد.هرچه عکس آن پهلوان بیشتر نمودار می شد استخوانهای درهم فرورفته پسر از هم باز می شد و در خود احساس قدرت می کرد .وقتی تصویر کاملا از پشت پرده بیرون آمد بچه چنان نیرویی گرفت که از آن پس بچه های بزرگتر از خود را هم براحتی زمین می زد.

شیعه هم در دوران غیبت مثل آن بچه است که پدر را بالای سر خود نمی بیند ؛اگر کسی پیدا شود که بتواند در توصیف امام حق مطلب را ادا کند شیعه چنان زنده می شود و قدرت می گیرد که هیچ کس در عالم نمی تواند در برابر او بایستد.

 

اللهم و اقم به الحق و ادحض به الباطل و ادل به اولیائک و اذلل به اعدائک

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

آمین

 

یا علی