بسم الله الحق

السلام علیک ایتها الصدیقة الشهیدة

دهه اول فاطمیه و سیزده جمادی الاولی هم گذشت واینک در دهه دوم ایام سوگواری خانم فاطمه زهرا قرار داریم. من که نمی دانم چه باید بگویم اما معتقدم نباید سخن گفتن از بانوی اول جهان اسلام را محدود به ایام شهادت و یا سالروزمیلادش محدود نمود که از سویی ظلم بزرگی در حق خود است و از دیگر سو جفای به فاطمه(س).

فاطمه الگو است اما نه فقط برای زنان که او همچون همسرش علی که مختص مردان نیست الگوی انسانیت است و انسانیت فراتر از جنسیت.

اما ما از سیاست فاطمی چه می دانیم؟؟؟؟ سیاستی که در آن دوران تیره و تارفریادگر حق غصب شده علی بود.

معمولا سیاست را فعلی مردانه می دانند و غالب سیاستمداران مردان بوده اند. اما در دوران پس از رحلت پیامبر سبک سیاسی ویژه فاطمه را به وضوح می توان دید و حضور موثر و نافذ ایشان  در این عرصه کاملا مشخص است.و من قصد دارم که از این سیاست سخن گویم.بعدی از شخصیت فاطمه که شاید کمتر کسی به آن پرداخته و یا اندیشیده است.

سیاستی که برخلاف سیاست سکوت ،که مولا علی برگزیده بود اعتراضی صریح و شفاف را به طور علنی دنبال می کند.

 فاطمه در آن سکوت مرگبار فریاد می کند، خطبه می خواند، به مسجد می رود و نارضایتی خود را از آنچه پس از پیامبر به وقوع پیوسته به صراحت به مردم و سران آنها اعلام می کند، وصایای به یادرفته پیامبر را به یاد همگان می آورد از قضیه فدک گرفته تا بیعت با علی در غدیر خم، با شجاعت انحراف امت از خط نبوی را افشا می کند و از ظلمی که بر علی رفته پرده بر میدارد.

می گویند چرا فاطمه در جوانی به دیار باقی پرکشید؟می گویند چرا او بیش از سه یا شش ماه پس از پدر دوام نیاورد؟اما مگر نمی دانند فاطمه در آن چند ماه پس از پدر چه کشید؟مگر اسلام عزیزترین میراث پدرش نبود؟مگر شایسته تر از علی برای پاسداری از اسلام عزیز و ادامه راه پیامبر یافت می شد؟حال آنکه وصایای پیامبر زیر پا گذاشته شده و علی که می بایست زمامدار و راهبر این امت باشد خار در چشم و استخوان در گلو خانه نشین است.

آنکه بیشتر می داند بیشتر درد می کشد بیشتر غم می خورد و فاطمه بیش از همه اسلام و پیامبر و علی را می شناسدفاطمه بهتر از همگان آنها را که بر مسند پیامبر تکیه زده اند را می شناسد آن هم از زاویه چشم پیامبر.او بهتر از همه می داند که بر امت اسلام چه می رود او عمق فاجعه را درک می کند.لذا چون شمع می سوزداز صفر تا جمادی.

فاطمه باید سکوت علی را معنا کند آن را بشکافد و حقیقت سکوت را تفسیر کند.علی نمی تواند اعتراض کند چرا که متهم به قدرت طلبی می شود متهم می شود که برای گرفتن حق خود اقدام کرده است!!! و نهال نوپای اسلام تحمل نزاع در آن سطح را ندارد و علی این را نیک می داند .لذا برای عزت دین پیامبر و رشد و تقویت اسلام جوان سکوت می کند .اما کسی باید باشد که علم و  ایمان و عشقی چون علی داشته باشد تا بتواند جسورانه از مظلوم دفاع کند و ظالم را رسوا سازد و جز فاطمه کیست که هم مولا را بشناسد و هم ترجمان سکوت و ناله های شبانه اش  با چاه را.؟؟؟؟؟

در پناه حق