بسم رب الحسین     

 امیر المومنین علی"ع" از فرزند خود ، حسن بن علی "ع" پرسیدند:

فرزندم عقل چیست؟

عرض کرد:آنچه را که موقعیت مناسب می طلبد ،انتظار بری، و آنچه را که در دسترس خود بینی، شتابان دریابی.

فرمود : سرافرازی چیست؟

عرض کرد:زیان دیده را بار برداری و مکارم اخلاق را به سامان رسانی.

فرمود : گذشت و بزرگواری چیست؟

عرض کرد:درخواست کننده را پاسخ درخور گویی و بخشنده را عطا کنی.

فرمود : تنگ نظری و آزمندی چیست؟

عرض کرد:هزینه ی اندک را ولخرجی دانی و آنچه را انفاق کرده ای از دست رفته پنداری.

فرمود: دزدی و چپاولگری چیست؟

عرض کرد:اینکه کم دیگران را برای خود جویی و ناچیز خود را از دیگران بازداری.

فرمود : زحمت و دردسر چیست؟

عرض کرد:به دامن کسی که تو را ایمنی نبخشد چنگ زنی و در آنچه تو را به کار نیاید ،دیده دوزی.

فرمود : نادانی چیست؟

عرض کرد: پیش از توانمندی بر موقعیت مناسب چیزی ،شتابزده بر آن بجهی و از پاسخی که دانی ،خودداری ورزی.

پسندیده یاوری است آن سکوتی که بیشتر جاها به یاری آید؛هرچند سخنور باشی.

سپس امیرمومنان علی"ع" رو به فرزندش حسین"ع" نموده پرسید:

فرزندم سروری چیست؟

عرض کرد:کارسازی برای خویشان نمودن و جبران لغزش آنان را بر عهده گرفتن.

پرسید : بی نیازی چیست؟

عرض کرد:اینکه آرزوهایت کم باشد و به اندازه ی کفاف خشنود باشی.

پرسید: فقر چیست ؟

عرض کرد:طمع داشتن و سخت نومید شدن.

پرسید : حماقت و کودنی چیست ؟

عرض کرد:اینکه با سرور خود دشمنی ورزی و با کسی که بر سود و زیان تو توانا است بستیزی.

امیرمونان فرمود:این حکمتها را به فرزندان خود بیاموزید زیرا آنها در عقل و دوراندیشی و تدبیر آدمی فزونی آورند.

**************

آری !!!!

این فتوای حسین است در عصر سیاهی و سکوت در برابر غصب و جور .......

در "نتوانستن"نیز "بایستن " هست.برای حسین "زندگی ،عقیده و جهاد" است.بنابراین اگر او زنده است ،و به دلیل اینکه زنده است ،مسئولیت جهاد در راه عقیده را دارد."انسان زنده" مسئول است و نه فقط "انسان توانا" و از حسین زنده تر کیست؟

کیست که در تاریخ ما به اندازه او حق داشته باشد که"زنده بماند؟"نفس انسان بودن ،آگاه بودن ،ایمان داشتن،زندگی کردن،آدمی را "مسئول جهاد" می کند و حسین مثل اعلای "انسانیت زنده ی عاشق آگاه" است.

توانستن یا نتوانستن ،ضعف یا قدرت،تنهایی یا جمعیت،فقط "شکل" انجام رسالت و "چگونگی" تحقق مسئولیت را تعیین می کند نه"وجود" آن را.

"باید بجنگد ،اما سلاح جنگیدن ندارد"."با این همه بازهم وظیفه دارد که بجنگد؟"حسین فتوی می دهد تنها اوست که فتوی می دهد:

آری!!!!

و او ،تنها انسانی که در پاسخ چنین سوالی در این زمان می گوید:"آری" یک مرد تنهاست !

آموزگار بزرگ "شهادت" اکنون برخاسته است؛تا به همه ی آنها که جهاد را تنها در "توانستن" می فهمند و به عهمه ی آنها که پیروزی بر خصم را تنها در "غلبه" ، بیاموزد که "شهادت" ،نه یک "باختن" که یک "انتخاب" است، انتخابی که در آن ف مجاهد با قربانی کردن خویش ،در آستانه ی معبد آزادی و محراب عشق ،پیروز می شود.

الهی!!!!!

دلم را هماره ، مالامال غم کن تا جایگاه تو باقی بماند!

و دردم را فقط زخم عاشورایی قرار ده ،تازیبا و سوزنده باشد .سوزندگی ای که سازندگی داشته باشد.

ای که گسترده ترین تصاویر لاهوت را در زمین عطش خیز کربلا تجلی دادی!

اینک از تو دیدگانی عاشورایی می طلبم تا در تماشای حقیقت ازلی "عشق" آلبومی بسازم ، سراسر حسینی.

پس ، معبود من !

این جسم بی رمقم را توانی آسمانی بخش و دست مرا برای بستن پیمانی سرخ با خویش ، پذیرا باش !

اللهم عجل لولیک الفرج

آمین

در پناه خدای علی

یا علی مدد