بسم رب المهدی

 

سلام که نام نامی خداست.

 

.........

.......در گرداب سرگردانی ها و روزمرگی ها ،هنگام بیهوده به دور خود چرخیدن ها ،آنگاه که از خود غافلمان نموده است ،گاه فرصتی دست می دهد تا به دور از همه ی آنچه از خود بیگانمان کرده است،به بهانه ای به خویش بیندیشیم؛به اینکه کیستیم و چیستیم؛به اینکه چرا این همه از آفریدگارمان و از آنچه او از ما می طلبد دورافتاده ایم و ...

 

در حالی که غرق در اندیشه ایم،ناگاه کسی نه به عتاب،که به مهرصدایمان می کند ،آن قدر گرم و صمیمی که گویی به اندازه ی تمام زندگی مان او را می شناسیم ،ما نیز به همان اندازه دلتنگ او بوده ایم،صدایی خوش و روحبخش که گویی ذره ای از آن همه در جان"مادر"افتاد و مادر، مادر شد.

 

برای لحظه ای ،از گرد خویش چرخیدن باز می ایستیم و مبهوت آن نوای دل انگیز می شویم ؛اما این نوای خوش که با هیچ آوازی همسان نیست، این عطر دل انگیز که با هیچ رایحه ای برابر نیست و این درخشش که آفتاب را پرتو می بخشد،از کیست؟؟؟!!!

 

خوشا به حالت!

آن صدای پرمهرومحبت و آن نسیم صمیمی و روح نواز،از سوی یار و از جانب آفریدگار می آید،اینک بهانه ای است تا تو را ومراو ما را بخواند و به سوی خویش فراخواند.

 

چه زیبا و روح بخش است!

چقدر نزدیک و صمیمی است!

گویی دقیقا با ما سخن می گوید،گویی ساعت ها درد دل ما را شنیده و اینک با لحنی آکنده از صفا و صمیمیت با ما سخن می گوید.

مگرنه این است که ما در دل شب،درکنج خلوت خویش و در یأس و نومیدی ،سربه سوی آسمان بلند کرده ایم و او را به ناله و تمنا خوانده ایم؟

مگرقصه ی غربت و تنهائیمان را برایش نسروده ایم و از او کمک نخواسته ایم؟

 

"و اذا سألک عبادی عنی فإنی قریب،اجیب دعوة الداع إذا دعان "

 

...........

با تشکر از تمام دوستانی که مرا به لطف و محبت خویش نواختند و آرزوی توفیق و سلامتی برای همه ی عزیزان .فرصتی دست داد تا بار دیگر پروردگار را با کلام خودش بخوانیم و سر دل بازگوییم و مهر از شکایت نامه ی دل بگشاییم که "الهی عظم البلاء و برح الخفا....."

و مگر جز درگاه او پناهی هست که دل خوشیم به الهی گفتن ،به قول علامه حسن زاده آملی

الهی!ماهرچه کنیم کم است و تو هرچه دهی بسیار؛"یا من یعطی الکثیر بالقلیل!"،این کمترین را با قلیل بدار!

 

و اما برنامه ی قرائت قرآن :

 

جزء اول:آقای زهری

الهی،ناتوانیم و در راهیم و گردنه های سخت در پیش است و رهزن های بسیار در کمین و بارگران بردوش."یا هادی،اهدنا الصراط المستقیم*صراط الذین انعمت علیهم غیرالمغضوب علیهم و لا الضالین!"

 

جزء دوم:همکار آقای زهری

الهی،شکرت که به هرسو رو میکنم ، کریمه ی "فأینما تولوا فثم وجه الله "، برایم تجلی می کند.

 

 جزء سوم:آقای زائری

الهی، خودت گفته ای "ولاتیأسوا من روح الله "، نا امید چون باشیم؟

 

جزء چهارم:آقای عبدلی

الهی،محاسن و موها به سپیدی مایل می شوند،وجه قلبمان را نورانی کن،که از "یوم تبیض وجوه و تسود وجوه" اندیشه داریم.

 

جزء پنجم:آقای حسینی

الهی، همنشین از همنشین رنگ می گیرد . خوشا آن که با تو همنشین است!"صبغة الله و من أحسن من الله صبغة ."

 

جزء ششم:آقای صفوی

الهی،محبت والد به ولد بیش از محبت ولد به والد است،که آن اثر است نه این؛پس محبت تو به ما که علت مطلق مایی تا چه اندازه است؛"یحبهم"کجا و "یحبونهم" کجا؟!

 

جزء هفتم:آقای بحرینی

الهی ، خوش آن منعم که مظهر "هو یطعم و لا یطعم" است.

 

جزء هشتم:آقای شامحمدی

درباره ی انبیایت فرمودی:"وکذلک جعلنا لکل نبی عدوا شیاطین الانس و الجن"،این بنده ی پرتوقع می خواهد که نشانه ی تیرهای شیاطین زمانه نشود!

 

جزء نهم:آقای بوسلیکی

الهی،ما بندگان چون کودکان زبان نفهم بهانه گیریم،و با هزار "لنت رانی"،" ارنی " گو.

 

جزء دهم:آقای پیرمحمدی

الهی،داغ دل را نه زبان تواند تقریر کند و نه قلم یارد به تحریر رساند؛الحمدلله که دلدار به ناگفته و نانوشته آگاه است.

 

جزء یازدهم:آقای دلدار

الهی،رازدل با توچه گویم که توخودرازدلی        دانه ولانه وبال وپروپرواز تویی

 

جزء دوازدهم:آقای بهزادنسب

الهی،خدا خدا گفتن مجازی ما که این همه برکت دارد ،اگر به حقیقت گوییم چون خواهد بود؟؟!

 

جزء سیزدهم:آقای قربانی

الهی،از پیمبرانت چیزها آموختیم؛و از حضرت یعقوب اسرائیل الله:"انما أشکوا بثی و حزنی الی الله."

 

جزء چهاردهم:آقای معصومی

الهی،چگونه دعوی بی گناهی کنیم که آدم و حوازاده ایم نه ملک،و چگونه از آمرزش تو نا امید باشیم که "ربنا ظلمنا" گوییم نه "بما اغویتنی."

 

جزء پانزدهم:آقای ملازاده

الهی،درخواب سنگین بودیم و دیربیدار شدیم،بازشکرت که بیدار شدیم.خنک آنکه مشمول "آتیناه رحمة من عندنا و علمناه من لدنا علما." است!

 

جزء شانزدهم:خانم اردلانی

الهی،روزگاری تو را به آوازبلند می خواندیم،اکنون از آن استغفار می کنیم،که "إذ نادی ربه خفیا ."

 

جزء هفدهم:خانم شفیعی

الهی،آخر خودت را در حق ما اول بفرما ،که آخرین شفاعت را "ارحم الراحمین" فرماید.

 

جزء هجدهم:خانم یزدان نژاد

الهی،چگونه شکر این نعمت گزاریم که اجازه مان دادی تا نام نیکوی تو را به زبان آوریم و در پیشگاهت با تو گفتگو کنیم و نامه ات را بگشاییم و بخوانیم،وگرنه" أین التراب و رب الأرباب ."

 

جزء نوزدهم:خانم بهرفتار

الهی،ما همه بیچاره ایم و تنها تو چاره ای، و ما همه هیچ کاره ایم و تنها تو کاره ای.

 

جزء بیستم:خانم شریفی

الهی ،هراس این بنده از خویش ،بیش از اهرمن است ،که این دشمن بیگانه است و آن آشنا و هم خانه.

 

.............

هنوز ده جزء باقی است.

در پناه  حضرت حق

اللهم عجل لولیک الفرج