شطرنج رابطه...

به نام خدا

سلام
 
 

یک وقت هایی هست که چشم وا میکنی, به خودت می آیی و می بینی آن قدر به طرف مقابلت فرصت پیش روی داده ای که حالا نه راه پیش داری و نه راه پس. نه اینکه قاعده و قانون بازی را بلد نباشی، نه؛ اما آن قدر طرفت عزیز بوده که به او اجازه دادی هر جور خواست بازی کند و این تو بوده ای که خودت را با هر شرایطی که او بازی کرده وفق داده ای. می خواهی برگردی عقب اما نمی شود. اگر جلوتر هم بروی حتما بازنده ای! فقط یک راه می ماند. اینکه وسط بازی درست همان وقتی که او احساس قدرت و غالب بودن می کند، بزنی زیر صفحه شطرنج رابطه و همه چیز را هوا کنی. آن وقت است که می توانی دوباره از اول شروع کنی. مهره ها را دوباره بچینی و بازی را از اول آغاز کنی. سخت است. بعضی وقت ها ممکن است اصلا فرصت بازی دوباره پیدا نکنی یا طرفت برای شروع مجدد همراهی نکند. اما گاهی به ریسک کردنش می ارزد... 

/ 1 نظر / 13 بازدید
رضا

با سلام و دورود و شادباش سال جدید منظور؟